معنی کمول
8 بازدید
[ کُ ] (ع مص) کمال. انجام یافتن و تمام شدن. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). انجام یافتن و تمام شدن. (آنندراج). و رجوع به کمال شود.
کلمات همقافیه با «کمول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر