معنی کموس
6 بازدید
[ کُ ] (ع اِمص) ترش رویی. (منتهی الارب). ترش رویی و درشتی. (ناظم الاطباء): کمس کموساً؛ ترش روی گردید. این کلمه را صاغانی ذکر کرده و ازهری گفته است دربارهٔ آن از کلام عرب چیزی نیافتم. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «کموس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وس» برای سرودن شعر