معنی کمل
5 بازدید
[ کُ مْ مَ ] (از ع، ص، اِ) جِ کامل. (ناظم الاطباء). || کامل. بزرگ. توضیح آنکه این کلمه در عربی هر چند وزناً نظیر دارد (رُکّع، سُجّد) ولی در قاموسهای عربی دیده نشده. اما در فارسی جمع آن بصورت کملین مستعمل است. (فرهنگ فارسی معین). و رجوع به کملین شود.[ کَ مَ ] (اِ) کُلَش. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به کلش شود.[ کَ مَ ] (ع ص) تمام. یقال: اعطاء المال کملاً؛ ای کاملاً و کذا اعطه کملاً. (منتهی الارب). تمام. (آنندراج). تمام و کامل. (ناظم الاطباء). کامل. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «کمل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مل» برای سرودن شعر