معنی کمسان

معنی کمسان

6 بازدید
[ کَ ] (اِ) نوعی پارچهٔ ابریشمین و دیبای سبز رنگ که اغلب مظله وچتر و سایبان و پرده و روپوش هودجهای ممتاز شاهانه را از آن می ساخته اند. (از فرهنگ فارسی معین). نوعی جامه یعنی پارچه است. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): درجها پرنفایس بحرین تختها پربدایع کمسان.ابوالفرج رونی. از پس باغ فرشها آورد ابر نیسان ز بیرم و کمسان.مسعودسعد. به کمسان و نخ گفت این طرفه تر که از یک گریبان برآید دوسر.نظام قاری. و رجوع به مادهٔ بعد شود. - کمسان دوز؛ آنکه کمسان دوزد. صورت دیوپلاس است و پری کمسان دوز نیک و بدشال و حریرست بنزد احرار. نظام قاری. نقش آماج داشت کمسان دوز تیر سوزن بر آن نشانه زدند.نظام قاری.
[ کَ ] (اِخ) نام قریه ای به مرو که غزان آن را در سال ۵۴۸ خراب کردند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). از دیههای مرو است در پنج فرسخی. (از انساب سمعانی). از دیههای مرو است. (از معجم البلدان). و چنانکه از ابیات ذیل برمی آید، کمسان در قدیم به دیبابافی و صنعتگری معروف بوده و دیبای آنجا چون دیبای ششتری و رومی شهرت داشته است : برافکنند به هر کوه دیبه ششتر بگسترند به هر دشت مفرش کمسان. مسعودسعد. چو خورشید درخشنده نهاده روی در مغرب شده پیروزه گون گردون به سان دیبه کمسان. مسعودسعد. راغها را باغها در دیبه کمسان کشید از پس آن کابرها در دیبه ششتر گرفت. مسعودسعد. بر همه دشت و کُه فراز و نشیب فرش رومی است و حلهٔ کمسان. مسعودسعد. راست چو بشکست گل محفهٔ دیبا گلبن ازو گشت چون مظلهٔ کمسان. عثمان مختاری. کسوت مدح تو پادشاه جوان بخت پیر سخن بخیه زد به سوزن کمسان.سوزنی. به سلک گوهر مدح تو پیر سوزنگر کشیده رشته به سوفار سوزن کمسان. سوزنی. حکیم سوزنیا آن زمانه بر تو گذشت که کوه آهن کندی به سوزن کمسان. سوزنی. و رجوع به مادهٔ قبل شود.

کلمات هم‌قافیه با «کمسان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید