معنی کمری شدن
6 بازدید
[ کَ مَ شُ دَ ] (مص مرکب) شکستن یا سخت آسیب دیدن کمر. به یکی از فقرات پشت عیبی پیدا آمدن از گرانی بار برداشته. آسیبی سخت به کمر رسیدن که سپس راست نتواند ایستاد و باری نتواندبرد. ضعیف و ناتوان و سست شدن از کمر. منحرف شدن مهره های پشت از جای. از کمر سست و ضعیف و علیل و بیمار شدن. شکستن یا عیب ناک شدن از کمر. فالج و بی حس شدن کمر. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || مجازاً، ناتوان و سست و مغلوب گردیدن: هزار کرد کمری می شود تا... تعبیری مثلی است یعنی بسی رنج باید برد تا ... (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به کمری شود.
کلمات همقافیه با «کمری شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر