معنی کمرگاه

معنی کمرگاه

5 بازدید
[ کَ مَ ] (اِ مرکب) میان و در این صورت کمر به معنی کمربند باشد که برمیان بندند. (آنندراج). محلی که کمربند و یا تنگ بر آن قرار می گیرد. (فرهنگ فارسی معین). آن بهر از تن، که کمر بدان بندند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): بر کمرگاه تو از کستی جور است بتا چه کشی بیهده کستی و چه بندی کمرا. خسروانی. یکی نیزه زد بر کمرگاه اوی ززین برگرفتش به کردار گوی.فردوسی. بگویش که ما را بسان پلنگ بسود از پی تو کمرگاه و چنگ.فردوسی. فکند آن تن شاهزاده به خاک به چنگال کردش کمرگاه چاک.فردوسی. رگ باسلیق زدن و حجامت کمرگاه و استفراغ به حقنهٔ خسک و بابونه واکلیل الملک. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). و علاج بر وفق که آفتی از وی تولد نکند آن است که رگ باسلیق می زنند و بر پهنه و کمرگاه و بر روی ران حجامت می کنند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). بهم بیامیزند و بر کمرگاه و بیغوله های روان می نهند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). عمر تو خواهم چو عمر نوح و اندر دست تو ذوالفقاری از کمرگاه عدو برده کباب. سوزنی. بندگان شه کمند ازچرم شیران کرده اند در کمرگاه پلنگان جهان افشانده اند.خاقانی. لرزلرزان چو دزد گنج پرست در کمرگاه او کشیدم دست.نظامی. چولختی گذشت آمد آن پیل مست کمرگاه زیبا عروسی به دست.نظامی. مویت نهاده سر به کمرگاه تو مگر آمد که با تو دست هوس در کمر کند. سلمان ساوجی (از آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «کمرگاه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید