معنی کمتة
6 بازدید
[ کُ تَ ] (ع اِمص) سرخی که به سیاهی زند در اسب و آن دوست داشتنی ترین رنگهاست میان عرب. (از منتهی الارب) (از آنندراج). سرخی رنگ اسب که به سیاهی زند و این رنگ را تازیان در اسب بهترین رنگها دانند. (ناظم الاطباء). رنگ کُمَیت. (از اقرب الموارد). کمیتی و آن حسنی است در اسب. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به کُمَیت شود.[ کُ تَ ] (ع مص) کَمت. کَماتَة. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به کمت و کماتة شود.
کلمات همقافیه با «کمتة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تة» برای سرودن شعر