معنی کمان افکندن
4 بازدید
[ کَ اَ کَ دَ ] (مص مرکب) کمان انداختن. از عالم سپر انداختن است در حالت ضعف و مغلوبی خود. (آنندراج). انداختن کمان به علامت ضعف و اظهار مغلوبیت. سپر انداختن. (فرهنگ فارسی معین): شریک محنت من چون شوند بی دردان فکنده اند حریفان کمان دعوی را علی خراسانی (از آنندراج). و رجوع به مادهٔ بعد شود.
کلمات همقافیه با «کمان افکندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر