معنی کمانوار
6 بازدید
[ کَ ] (ق مرکب) مانند کمان. چون کمان خمیده و مقوس. چون کمان گوژ و دو تا: هر آن گروه که جستند از آن مصاف چو تیر بیامدند کمان وار پشت کرده بخم. امیر معزی. تیر قدش کمان وار خم گرفت. (سندبادنامه ص ۱۸۸). || (ص مرکب) مقوس. کمانی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «کمانوار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر