معنی کمالات
7 بازدید
[ کَ ] (ع اِ) فضایل و کمالها و فضیلتها. (از ناظم الاطباء). جِ کمال. (فرهنگ فارسی معین) (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به کمال شود. - جامع کمالات؛ کسی که دارای همهٔ فضایل باشد. (ناظم الاطباء): و جد آنان میرزا ابوالقاسم از سادات عالیشأن و جامع کمالات صوری و معنوی و در خدمت سلاطین معزز بود. (عالم آرای عباسی از فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «کمالات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر