معنی کمالا
6 بازدید
[ کَ ] (اِخ) ابن ملامحمد حسین فسایی. گاهی شعر می سراید. از اوست: سر بلندی، خاکساری با هنرور کردن است آبرو را حفظ کردن سنگ گوهر کردن است با قد خم گشته بی طاعت کشیدن آه سرد تکیه بر پشت کمان و تیر بی پر کردن است جان خود سازم فدای مصرع صایب کمال جان نثار یار کردن خاک را زر کردن است. (تذکرهٔ نصرآبادی ص ۲۰۲).
کلمات همقافیه با «کمالا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لا» برای سرودن شعر