معنی کمات
6 بازدید
[ کَ ] (ع اِ) سماروغ و آن چیزی است سفید به شکل بیضه و بعضی به صورت چتر در ایام برسات از زمین روید و این لفظ را به تای مدور نویسند. (از غیاث). سماروغ. دنبلان. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به کماة شود.[ کُ ] (ع ص، اِ) کُماة. دلاوران و سپاهیان. این جمع کمی [ کَ ی ی ] است که به معنی دلاور باشد و این لفظ را به تای مدور نویسند. (غیاث). جِ کمی. دلیران. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): و کمات جنود و حمات جیوش چون شرزه ای که هنگام جنگ چنگ در گریبان اجل زند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۱۹۳). و لشکری مشحون به رایات حمات و ابطال کمات بدان طرف کشید. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ایضاً ص ۲۸۵). و رجوع به کماة شود.
کلمات همقافیه با «کمات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر