معنی کلکینه
4 بازدید
[ کُ نَ / نِ ] (ص نسبی، اِ مرکب) مخمل دوخوابه را گویند و آن جنسی است مشهور از قماش ابریشمینه. (برهان) (آنندراج) (فرهنگ فارسی معین). قسمی از پارچهٔ ابریشمی که مخمل دوخوابه نیز گویند. (ناظم الاطباء). مخمل دوخوابه. (فهرست لغات دیوان البسهٔ نظام قاری ص ۲۰۴). || نوعی از اسباب حمام. (فهرست لغات دیوان البسهٔ نظام قاری ص ۲۰۴). کلکنه : به گرماوه بگریست فوطه ز غم همی چید کلکینه دردش به دم.نظام قاری. و رجوع به کلکنه شود.
کلمات همقافیه با «کلکینه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر