معنی کلکان
4 بازدید
[ کُ ] (اِخ) کولکان. نام یکی از پسران چنگیز است. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به جهانگشای جوینی ص ۲۲۴ و ۱۴۲ شود.[ کَ ] (اِخ) دهی از دهستان اوباتوست که در بخش دیواندرهٔ شهرستان سنندج واقع است و ۲۸۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ کَ ] (اِخ) دهی از دهستان کلاترزان است که در بخش حومهٔ شهرستان سنندج واقع است و ۱۰۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «کلکان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر