معنی کلکال
5 بازدید
[ کَ ] (ع اِ) سینه یا اندرون میانهٔ سینه یا مابین هر دو چنبر گردن. کلکل. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). و رجوع به کلکل شود. || جای تنگ بستن اسب. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). آنچه بین تنگ اسب است تا جایی که با زمین تماس پیدا می کند وقتی که می نشیند. (از تاج العروس) (از اقرب الموارد). رجوع به کلکل شود.
کلمات همقافیه با «کلکال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر