معنی کلپ
4 بازدید
[ کَ لَ ] (اِ) منقار مرغان و جانوران. (انجمن آراء). منقار مرغ. (آنندراج). منقار مرغان. (ناظم الاطباء). رجوع به کَلَب و کَلَفت شود. || گرداگرد دهان. (آنندراج). کلب و گرداگرد دهان. (ناظم الاطباء). و رجوع به کَلَب شود.[ کَ / کَ پَ ] (سانسکریت، اِ)اصطلاحی نجومی است. بیرونی آرد: این روزهای است تمام که اندرو هر یکی از کواکب و اوجها و جوزهرهای ایشان را دورها تمام گردد بی کسر. و غرض اندرین، آسانی یادداشتن است و بیرون آوردن جایگاهها و رفتنشان. و هر گروهی این روزگارها بجای آوردند بر آن حرکات که به رصد یافته شده است. اما آنک میان مردمان معروف شده است آن هندوان است و ایشان آن را کلپ خوانند، و روزگار این مدت را کلپ اهر گن، ای جمله روزگار کلپ، و مردمان ما، آن را روزگار «سندهند» خوانند. و نه چنان است، و لیکن به لغتشان «سدهاند». و این نامی است که بر هر کتاب نجومی بزرگوار افتد، و تفسیرش چنان بود: آن راستی که اندرو کژی نیاید. (التفهیم ص ۱۴۶). اصطلاحی نجومی است، ادوار تامهٔ نیرین و کواکب خمسهٔ متحیره در هزاران سال است، چه هندوان گمان می کردند که کواکب سیاره در بدو خلقت اوجات و جوزهرات شان در اول برج حمل بوده است. و بعد بواسطهٔ حرکات مختلف سریع و بطئی از هم دور شده پس ازطی هزاران هزار سال تام مجدداً به اوجات و جوزهرات در اول حمل می رسند و در یک محل مجتمع می شوند. سنین در کلپ تمام سالهای شمسی نجومی است. پس کلپ مقدار زمانی است که میان دو اجتماع سیارات باشد. و عدد سنین کلپ بنابر حساب «برهمگپت» چهار هزار و سیصد وبیست هزار هزار (۰۰۰ر۰۰۰ر۳۲۰ر۴) می باشد و اعراب سنین کلپ را سنین «سندهند» نامیده اند. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به کلب در همین لغت نامه و گاهنامهٔ سید جلال طهرانی طبع ۱۳۱۰ ص ۶۷ و التفهیم ص ۱۴۶ و ۱۴۷ و ۱۴۸ و حواشی همین کتاب و تحقیق ماللهند ص ۵۳ و فهرست همین کتاب ص ۳۵۵ شود.
کلمات همقافیه با «کلپ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لپ» برای سرودن شعر