معنی کلوخ امرود

معنی کلوخ امرود

6 بازدید
[ کُ اَ ] (اِ مرکب) نوعی از امرود بزرگ و ناهموار بی مزه. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء). ظاهراً همان است که در گیلکی خوج و در اصفهانی خُوج گویند. (حاشیهٔ برهان چ معین). نوعی امرود بزرگ ناهموار و بی مزه. امرود کوهی. خوج. (فرهنگ فارسی معین): به هر زخمی که او بر رود می زد مه نو را کلوخ امرود می زد. عطار (خسرونامه از حاشیهٔ برهان چ معین). دوان طفلان ز هر سو پشت در پشت به دنبالش کلوخ امرود در مشت نشاندی زان کلوخ امرود جانش کلوخ امرود گشته در دهانش نهاده او به زخم سنگ گردن تنش سنگین شده از سنگ خوردن نبود ار چه کلوخ امرود از دوست به سنگی بود خوش کاین از پی اوست. امیرخسرو (در احوال فرهاد، از آنندراج). گر بر آن سیب نه دستش بودی کردی از سنگ کلوخ امرودی.جامی.

کلمات هم‌قافیه با «کلوخ امرود»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ود» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید