معنی کلوخه
5 بازدید
[ کُ خَ / خِ ] (اِ) هر چیز که بشکل و هیئت کلوخ باشد، قند کلوخه. (فرهنگ فارسی معین). چیزی چون کلوخ. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). - زغال سنگ کلوخه؛ قطعات درشت زغال سنگ. مقابل خاکه و سرندی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). - قند کلوخه؛ پاره های قند که نه به صورت کله قند است و نه به صورت حب و قطعات بریدهٔ منظم. قندی که به پاره های غیر هم شکل در بازارها به فروش می رسد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || سنگ معدنی کانی. سنگهای فلزی معدنی که در معدن با ناخالصیهای دیگر مخلوط هستند و باید جهت استخراج فلز تصفیه شوند. سنگ معدنی. (فرهنگ فارسی معین ذیل کانی).
کلمات همقافیه با «کلوخه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خه» برای سرودن شعر