معنی کلهپا شدن
6 بازدید
[ کَ لْ لَ / لِ شُ دَ ] (مص مرکب) در تداول عامه، یکباره مریض شدن. (فرهنگ فارسی معین). بیخود شدن. از حال رفتن. بهم خوردن حال. خارج شدن از حال طبیعی. (فرهنگ لغات عامیانهٔ جمالزاده). || خفتن به خوابی سنگین پس از مستی یا رفتن بسیار. مست طافح افتادن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به کله پا رفتن شود.
کلمات همقافیه با «کلهپا شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر