معنی کلندره
5 بازدید
[ کَ / کُ لَ دَ رَ / رِ ] (اِ) بمعنی کلندر است که چوب کندهٔ ناتراشیده باشد. (از برهان). کنده ای که در پس در افکنند که در باز نگردد. (آنندراج). چوب گندهٔ ناتراشیده. (ناظم الاطباء). و رجوع به کلندر شود. || (ص) مردی بشکوه و قوی باشد. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص ۴۲۸). مردی قوی بود و محکم. (فرهنگ اسدی نخجوانی). مردم ناهموار و درشت باشد. (برهان). شاید این کلمه اصل قَلَندَر یا قُلُندُر باشد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): داری کِنگی کلندره که شب و روز خواجهٔ ما را ز کیر دارد خشنود. منجیک (از لغت فرس). و رجوع به کلندر شود.
کلمات همقافیه با «کلندره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر