معنی کلجان
5 بازدید
[ کَ ] (اِ مرکب) مزبله را گویند و آن جایی باشد که خاکروبه و پلیدیها در آن ریزند. (برهان). مزبله. (جهانگیری). مزبله و محل خاکروبه و پلیدیها. (ناظم الاطباء). کلچان. (فرهنگ فارسی معین). و رجوع به کلج و کلچ و کلچان شود.
کلمات همقافیه با «کلجان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر