معنی کلایه
8 بازدید
[ کَ یَ / یِ ] (پسوند) مزید مؤخر امکنه، چنانچه در حسن کلایه، خراطه کلایه، تاوی کلایه، کبودکلایه، کوکلایه، کی کلایه، میشه کلایه، نخجیرکلایه. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به کلا شود.[ کَ یِ ] (اِخ) دهی از دهستان الموت که در بخش معلم کلایهٔ شهرستان الموت قزوین واقع است و ۴۸۷ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ کَ یِ ] (اِخ) دهی از دهستان بویراحمد سردسیر است که در بخش کهکیلویهٔ شهرستان بهبهان واقع است و ۱۵۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «کلایه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر