معنی کلاو
6 بازدید
[ کَ ] (اِ) وزق و غوک را گویند. (برهان). کلاور، کلاوو، و کلاوه بمعنی وزغ و غوک است. (آنندراج) (از انجمن آرا). اسم فارسی ضفدع است که آن را کلا، کلاود، کلاوه نیز گویند. (فهرست مخزن الادویه). غوک و وزغ. (ناظم الاطباء). کلااو. کلاوه. (حاشیهٔ برهان چ معین). و رجوع به کلااو شود. || دسته. (ناظم الاطباء). || کلافه. (ناظم الاطباء). || چرخ کلافه سازی و چرخه. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کلاو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «او» برای سرودن شعر