معنی کلاشی
6 بازدید
[ کَ لْ لا ] (حامص) قلاشی. (ناظم الاطباء). پول درآوردن از کسان با سماجت. و با کردن صرف می شود. عمل کلاشی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به کلاش شود.[ ] (اِخ) اسم طایفه ای از ایلات کرد ایران است که در قلعهٔ جوانرود، ترخان آباد، باباخانی، زهاب، ماکوان و شهرزور کرمانشاهان سکنی دارند. (جغرافیای سیاسی کیهان ص ۵۹).
کلمات همقافیه با «کلاشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر