معنی کلاس
5 بازدید
[ کَ لْ لا ] (ع ص) نیک برنده. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). نیک برنده از شمشیر و جز آن. (ناظم الاطباء). || صاحب کِلس (آهک) و فروشندهٔ آن. (از اقرب الموارد).[ کْلا / کِ ] (فرانسوی، اِ) کلمهٔ فرانسوی هر یک از شعبه های مدرسه که شاگردان آن هم قوه و همدرس در یک اطاق درس می خوانند. اطاق درس دسته ای از شاگردان مدرسه. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). - همکلاس؛ هر فردی که با جمعی در یک اطاق درس می خوانند. - همکلاسی؛ همکلاس. || طبقه. درجه. مرتبه. توضیح آنکه احتراز از استعمال این کلمهٔ بیگانه به این معنی اولی است. (فرهنگ فارسی معین). فرهنگستان ایران «رده» را بجای این کلمه بدین معنی پذیرفته است. و رجوع به واژه های نو فرهنگستان ایران ص ۱۵۸ و کلمهٔ رده شود.[ کَ ] (اِخ) دهی از دهستان رودقات است که در بخش مرکزی شهرستان مرند واقع است ۲۷۸ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).[ کَ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای ۷ گانهٔ بخش سردشت شهرستان مهاباد است. این دهستان در قسمت خاوری بخش واقع و از شمال به دهستان گورک سردشت و از جنوب به دهستان باسک و از خاور به دهستان نماشیر بانه و از باختر به دهستان بریاچی محدود است. موقعیت این دهستان نسبتاً جلگه و دشت و هوای آن معتدل و در تابستان گرم و در زمستانها سرد می باشد. آب قراء از رودخانهٔ سردشت و چشمه سارها تأمین می گردد و محصولات عمدهٔ آن غلات، توتون، حبوبات و محصول دامی و شغل ساکنین زراعت و گله داری است. دهستان کلاس از ۱۹ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و در حدود ۲۳۸۰ تن سکنه دارد و مرکز آن قریهٔ بناویلهٔ بزرگ می باشد. راه عمدهٔ این دهستان عبارت از راه شوسهٔ مهاباد به سردشت است که از قسمت شمال باختری این منطقه می گذرد و راه نیمه شوسهٔ سردشت به بانه نیز از این دهستان عبور می نماید. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «کلاس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر