معنی کلاجود
5 بازدید
[ کَ ] (اِ) طبقچه و یا طبق کوچک پهن از طلا و یا نقره و یا سفال که در روی آن کاسه یا پیاله گذارند و نعلبکی و پیالهٔپر و لبریزی که به سلامتی دیگری خورند. (ناظم الاطباء) (از اشتینگاس).
کلمات همقافیه با «کلاجود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر