معنی کلاجهگیر
9 بازدید
[ کَ جِ ] (نف مرکب) کنایه از خوشامدگو و چرب زبان و طرار و اخاذ. و این ظاهراً مبدل کلازه به زای تازی است که بالفتح و بالضم پرنده ای است سرخ فام که مانند هدهد تاج دارد و آن را سبز نیز خوانند. (آنندراج). نرم زبان. (ناظم الاطباء) (از اشتینگاس). || اوباش. (ناظم الاطباء) (از اشتینگاس).
کلمات همقافیه با «کلاجهگیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر