معنی کلاءة
4 بازدید
[ کِ ءَ ] (ع مص) نگاهبانی کردن. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (آنندراج). حراست. حفاظت. (غیاث) نگاه داشتن. (دهار). در ترجمان القرآن بدین معنی به فتح کاف آمده است. و رجوع به همین کتاب و کلاءت شود. || (اِمص) حفاظت و پناه: اذهب فی کلاءة اللََّه؛ یعنی برو در پناه و حراست خداوند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کلاءة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ءة» برای سرودن شعر