معنی کلاء
7 بازدید
[ کَ لْ لا ] (ع اِ) لنگرگاه کشتی. جای بکنار آمدن کشتی. جای بکنار آمدن کشتی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || کرانهٔ رود. کرانهٔ جوی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || جائی که باد کم گذرد. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «کلاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر