معنی کفاش
6 بازدید
[ کَ فْ فا ] (ص، اِ) کفشدوز و کفش فروش. (ناظم الاطباء). اسکاف. کفشگر. حذأ. ارسی دوز. لالکایی. (یادداشت مؤلف). کفاش بر وزن صراف کلمه ای است که از مادهٔ فارسی بر وزن عربی ساخته اند. (نشریهٔ دانشکدهٔ ادبیات تبریز، سال اول شمارهٔ ۱۰ ص ۳۴).
کلمات همقافیه با «کفاش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اش» برای سرودن شعر