معنی کفاس
6 بازدید
[ کِ ] (ع اِ) جامهٔ بر تن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). دثار. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). جامه ای که بر روی جامه ها پوشند. (از شرح قاموس). || جامه پاره های دست بند و پای بند کودک گهوارگی. (منتهی الارب) (آنندراج). جامه پاره هایی که کودک را در گهواره و قنداق بدان پیچند. (ناظم الاطباء). رسنهایی که کهنه های کودک را بدان بندند. (از اقرب الموارد). بند گهواره و بند رگویی که کودک در آن پیچند. (شرح قاموس).
کلمات همقافیه با «کفاس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر