معنی کعبهجو
6 بازدید
[ کَ بَ / بِ ] (نف مرکب) جویندهٔ کعبه. طالب کعبه. زائر کعبه : مرد بود کعبه جو طفل بود کعب باز چون تو شدی مرد دین روی ز کعبه متاب. خاقانی.
کلمات همقافیه با «کعبهجو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جو» برای سرودن شعر