معنی کعبدار
5 بازدید
[ کَ ] (نف مرکب) دارای کعب و کعب در ظرفها حلقه مانندی است متصل به تحت ظرف و غیر از پایهٔ آن است و بدان ظرف راست بر زمین قرار گیرد و عوام کب دار گویند. (یادداشت مؤلف). - باطیهٔ کعب دار یا فنجان کعب دار یا کاسهٔ کعب دار؛ باطیه یا فنجان یا کاسهٔ مسین که بزیر حلقه ای از مس دارد که بجای پایهٔ آن است.
کلمات همقافیه با «کعبدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر