معنی کعبتین

معنی کعبتین

7 بازدید
[ کَ بَ تَ ] (ع اِ) دو طاس بازی نرد یعنی دو مهرهٔ کوچک شش پهلوی از استخوان و بر هر ضلعی از اضلاع ششگانهٔ آن دو به ترتیب از عدد یک تا شش نقش کنند، یعنی هر پهلو و جانبی دارای یکی ازین شش عدد است و آن را هوسین نیز گویند. (از ناظم الاطباء). و ترتیب نقشها چنین است که جمع اعداد هر طرف با طرف مقابل آن باید هفت شود: گر شاه سه شش خواست سه یک زخم افتاد تا ظن نبری که کعبتین داد نداد آن زخم که کرد رای شاهنشه یاد در خدمت شاه روی بر خاک نهاد.ازرقی. کعبتین از رخ و از پیل بدانم بصفت نردبازی و شفطرنج بدانم ز ندب.سنائی. نظامی عروضی در مقالهٔ دوم در سبب سرودن این رباعی (امیر طغانشاه بن الب ارسلان) آورده است که: مگر روزی امیر با احمد بدیهی نرد می باخت و نرد ده هزاری بپایین کشیده بود و امیر سه مهره در شش گاه داشت و احمد بدیهی سه مهره در یک گاه و ضرب امیر را بود، احتیاط کرد و بینداخت تا سه شش زند سه یک برآمد عظیم طیره شد و از طبع برفت... ابوبکر ازرقی برخاست و به نزدیک مطربان شد و این دو بیتی (دو بیتی فوق) باز خواند. (چهارمقاله چ معین ص ۷۰). چرخ آمده کعبتین بی نقش کس نقش وفا ازو ندیده ست.خاقانی. این فلک کعبتین بی نقش است همه بر دستخون قمار کند. خاقانی (دیوان چ سجادی ص ۱۷۳). هرچه زین روی کعبتین یک و دو [ ظ:سه ]ست بر دگر روی او شش است و چهار. خاقانی. کعبتین را گر سه شش خواهید نقش نام رندان بر زبان یاد آورید.خاقانی. کعبتین بر مثال پروین است که بر او شش نشان کنند همه.خاقانی. نقش مراد بر کعبتین روزگار کژ آمد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). دست رد بر پیشانی او زد و نقش کعبتین او بازمالید. (سندبادنامه ص ۶۱). بزیر تخته نرد آبنوسی نهان شد کعبتین سندروسی.نظامی. بشب نرد قناعت باختندی به بوسه کعبتین انداختندی.نظامی. تو هم یقین بدان که ترا همچو کعبتین در ششدر فنا فکند چرخ پاک بر.عطار. به عمر خویش ندیدم من این چنین علوی که خمر می خورد و کعبتین می بازد. سعدی (مجالس). گر کار جهان بزور بودی و نبرد مرد از سر نامرد برآوردی گرد دیدیم که همچو کعبتین است نبرد نامرد ز مرد می برد چتوان کرد. پوریای ولی (از ابدع البدایع). در شاهد زیر به معنی دو استخوان شتالنگ نیز توان گرفت : خواست تا در یارغو با کورگوز سخنی گوید و مجادله ای زند چنان کعبتین او را بازمالید که زفانش در ششدر کلالت و روانش در حجاب دهشت و خجالت ماند. (جهانگشای جوینی ج ۲ ص ۲۷۳).

کلمات هم‌قافیه با «کعبتین»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ین» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید