معنی کشکنه
6 بازدید
[ کَ کِ نَ / نِ ] (اِ مرکب) مخفف کشکینه است که نان جو است و بعضی گفته اند نانی باشد که از آرد جو و آرد باقلا وآرد گندم و آرد نخود فراهم آورند یعنی مجموعه را بهم آمیخته خمیر کنند و بپزند و بعضی دیگر گویند گندم بریان است که در ظرفی کنند و ماهیابه در آن ریزند و پیاز خام و ساق چغندر و تخم خرفه در آن داخل کنند و در آفتاب گذارند تا ترش گردد. (برهان) (ناظم الاطباء): به یمینت چه بود کشکنه و بورانی به یسارت چه بود نان و پنیر و ریحان. بسحاق اطعمه.
کلمات همقافیه با «کشکنه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر