معنی کشکل
5 بازدید
[ کَ کُ ] (اِ) کشکول. کچکول. ظرفی است که صوفیان در دست می گیرند و اغذیه خود را در آن میریزند. رجوع به کشکول شود.[ کَ کَ ] (اِ) انجیر. تین (در لهجهٔ کردی). (یادداشت مؤلف). رجوع به جنگل شناسی ساعی ج ۲ ص ۲۴۵ شود.
کلمات همقافیه با «کشکل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کل» برای سرودن شعر