معنی کشورآشوب
5 بازدید
[ کِ شْ وَ ] (نف مرکب) آشوب کننده و ویران کنندهٔ کشور. زیر و زبر کنندهٔ مملکت. کشور بهم زن : یکی دشت پرپیل و پرپیلتن همه کشورآشوب و لشکرشکن.نظامی.
کلمات همقافیه با «کشورآشوب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر