معنی کشورآرای
6 بازدید
[ کِ شْ وَ ] (نف مرکب) زیور و زینت کنندهٔ کشور. آرایندهٔکشور. آرایش کنندهٔ کشور. کشور آرا: بدین شارسان اندرون جای کرد دل آرای را کشورآرای کرد.فردوسی. که خوانند شاهان بر او آفرین سوی کشورآرای فغفور چین.فردوسی. شمس رخشان که کشورآرایست تا نبوسد ستانهٔ در تو...سوزنی. نشان جست کان کشورآرای کی کجا خوابگه دارد از خون و خوی.نظامی. ولی چون هست شاهی چون تو بر جای همان شهزادگان کشورآرای.نظامی.
کلمات همقافیه با «کشورآرای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر