معنی کشمیمن
6 بازدید
[ کُ مَ مَ ] (اِخ) شهرکی است [ به خراسان ] از عمل مرو و کشت و برز آن بر آب رود مرو است. (حدود العالم). کشمیهن. رجوع به کشمیهن شود.
کلمات همقافیه با «کشمیمن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «من» برای سرودن شعر