معنی کشمنی
6 بازدید
[ کَ شِ مَ ] (ص نسبی) آنچه به وزن فروشند نه بشمار. مقابل چکی. کشی منی. مقابل عددی. چیزی که با کشیدن و وزن کردن دادوستد شود نه به تقریب و تخمین.
کلمات همقافیه با «کشمنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر