معنی کشدانگ
6 بازدید
[ کَ نَ ] (اِ) بزرک. کتان. (یادداشت مؤلف).[ کَ نَ ] (اِ) دود. دخان. (از ناظم الاطباء) (از فرهنگ شعوری ج ۲ ورق ۲۶۸). || زنگ. || (ص) لاغر بدن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کشدانگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر