معنی کشدار
5 بازدید
[ کَ / کِ ] (نف مرکب) آنچه کش دارد. آنچه در او کش به کار رفته است. || آنچه خاصیت آن دارد که با کشیدن طویل و دراز شود. || نوعی بافت است. (جانورشناسی عمومی ج ۱ ص ۱۳۶ و ۱۷۷). || کلامی که غیر از معنی ظاهری معانی دیگر بدان توان داد. تأویل بردار: سخن کشدار و عبارت کشدار و حرف کشدار.[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان سیریک بخش میناب شهرستان بندرعباس واقع در ۵۴هزارگزی جنوب میناب و ۵هزارگزی خاور مالرو جاسک به میناب. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «کشدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر