معنی کشت و زاد
6 بازدید
[ کِ تُ ] (ترکیب عطفی، اِمص مرکب) کاشتن و زادن. نطفه و تخم افکندن و نتاج آوردن : مرا کشت و زادیست در طینت دل که حاجت به حوا و آدم ندارم.خاقانی. کشت و زاد از پی بیشی غلامانش کنند چار مادر که در این نه پدر آمیخته اند. خاقانی.
کلمات همقافیه با «کشت و زاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر