معنی کشتگان
7 بازدید
[ کُ تَ / تِ ] (اِ) جمع کشته. کشته ها. (ناظم الاطباء). مقتولین : عاشقان کشتگان معشوقند برنیاید ز کشتگان آواز.سعدی (گلستان). - کشتگان زنده؛ کنایه از شهیدان است.[ کُ تَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بم پشت بخش مرکزی شهرستان سراوان واقع در ۱۰۵هزارگزی جنوب خاوری سراوان کنار مرز پاکستان کوهستانی و گرمسیر است. آب آن از قنات و محصول آن غلات و خرما و ذرت و شغل اهالی زراعت و راه مالرو است. و یک پاسگاه مرزبانی دارد و ساکنان از طایفه زند هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «کشتگان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر