معنی کشتک
7 بازدید
[ کُ تَ ] (اِ) جُعَل. کستل. سرگین غلطان. گوه گردان. جانوری است کوچک که در سرگین و فضولات زیست می کند. (ناظم الاطباء) (برهان). رجوع به کستل شود.[ کِ تَ ] (اِ مصغر) مصغر کشته به معنی مزرعهٔ کوچک و خرد: زالکی کرد سر برون ز نهفت کشتک خویش خشک دید و بگفت.سنائی.
کلمات همقافیه با «کشتک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تک» برای سرودن شعر