معنی کشتورزی
6 بازدید
[ کِ وَ ] (حامص مرکب) عمل زراعت. برزیگری. برزگری. کشاورزی. دهقنت. فلاحت. (یادداشت مؤلف). کشتکاری. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کشتورزی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر