معنی کشتن ساختن
5 بازدید
[ کُ تَ تَ ] (مص مرکب) نابود کردن. از بین بردن. اعدام کردن. به قتل آوردن. (یادداشت مؤلف). || قربانی کردن. تضحیة. (یادداشت مؤلف). اذباح. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «کشتن ساختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر