معنی کشاورزان
5 بازدید
[ کَ / کِ وَ ] (اِ مرکب) جِ کشاورز، برزیگران. زراعت کنندگان. یکی از طبقات چهارگانهٔ ملت ایران بنابر کتب مذهبی زردشتی و مقصود اشراف و ملاکین اند و گرنه خود زارعان جزو بزرگان بوده اند. (از ایران در زمان ساسانیان کریستن سن). قسم سوم از چهار قسم طوایف ایران. نسودی (صحیح پسودی یا بسودی). فردوسی دربارهٔ این طبقه از طبقات چهارگانه گوید: نسودی سه دیگر گره را شناس کجا نیست بر کس از ایشان هراس بکارند و ورزند و خود بدروند بگاه خورش سرزنش نشنوند. رجوع به نسودی در برهان شود.[ کَ وَ ] (اِخ) دهی است از دهستان اجارود بخش گرمی شهرستان اردبیل. این دهکده در ۳۵هزارگزی شمال گرمی در مسیر شوسهٔ گرمی به بیله سوار قرار دارد. کشاورزان ناحیتی کوهستانی و گرمسیر و دارای ۱۰۴تن سکنه است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو می باشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «کشاورزان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر