معنی کشادی
5 بازدید
[ کُ ] (حامص) حالت گشاد بودن. گشادگی. (از آنندراج). گشادی : کرد تسخیر قلعه ای در دی کاسمان هست زو یکی منظر در بلندی چو بخت شاه جهان در کشادی چو دست این چاکر. مرشد یزدجردی (از آنندراج). رجوع به گشادی شود.
کلمات همقافیه با «کشادی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر