معنی کس و کوی
5 بازدید
[ کَ سُ ] (اِ مرکب، از اتباع) قبیله و خاندان و دوستان (ناظم الاطباء). قوم و خویش. - بی کس و کوی؛ بی کس و بی یار و معین و مهجور. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کس و کوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر